ولادت و شرح غایب ماندن آن حضرت از خلفای عباسی

0
23
ولادت حضرت مهدی(عج) در شب جمعه نیمه شعبان سال 255 یا 256 بوده است.پس از اینکه دو قرن و اندی از هجرت پیامبر(ص) گذشت، و امامت به امام دهم حضرت هادی(ع) و امام یازدهم حضرت عسگری(ع) رسید، کم کم در بین فرمانروایان و دستگاه حکومت جبار، نگرانی هایی پدید آمد. علت آن اخبار و احادیثی بود که در آنها نقل شده بود: از امام حسن عسگری(ع) فرزندی تولد خواهد یافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشین ظلم و ستم خواهد نمود.
در احادیثی که به خصوص از پیغمبر(ص) رسیده بود، این مطلب زیاد گفته شده و به گوش زمامداران رسیده بود. در این زمان یعنی هنگام تولد حضرت مهدی(عج) متعصم عباسی، هشتمین خلیفه عباسی، که حکومتش از سال 218 هجری آغاز شد، سامرا، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی قرار داد. این اندیشه: که ظهور منجی یا مصلحی پایه های حکومت ستمکاران را متزلزل می نماید و باید از تولد نوزادان جلوگیری کرد یا قابله هایی را پنهانی به خانه ها بفرستند تا از زنان باردارخبر دهند، در تاریخ نظایری دارد.(اشاره به: نمرود و حضرت ابراهیم، فرعون و حضرت موسی) در مورد نوزاد حضرت امام حسن عسگری(ع) نیز داستان تاریخ به گونه ای شگف انگیز  و معجزه آسا تکرار شد.
امام دهم بیست سال_در شهر سامرا_ تحت نظر و مراقبت بود، و سپس امام یازدهم(ع) نیز در آنجا زیر نظر و نگهبانی حکومت به سر می برد.
|به هنگامی که ولادت این اختر تابناک، حضرت مهدی(عج) نزدیک گشت، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت، درصدد برآمدند تا از پدید آمدن این نوزاد جلوگیری کنند، و اگر پدید آمد و به این جهان پای نهاد، او را از میان بردارند. بدین علت بود که چگونگی احوال مهدی، دوران حمل و سپس تولد او، همه و همه از مردم از مردم نهان داشته می شد، جز چند تن معدود از نزدیکان، یا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسگری(ع) کسی او را نمی دید. آنان نیز مهدی را گاه به گاه می دیدند نه همیشه و به صورت عادی.
در مدت  پنج یا چهار سال آغاز حکومت حضرت مهدی که پدر بزرگوارش حیات داشت، شیعیان خاص به حضور حضرت مهدی (عج) می رسیدند از جمله چهل تن به محضر امام یازدهم رسیدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها بنمایاند تا او را بشناسند، و امام چنان کرد. آنان پسری را دیدند که بیرون آمد، همچون پاره ماه شبیه به پدر خویش. امام عسگری فرمود: پس از من این پسر امام شماست، و خلیفه من است در میان شما، از امر او اطاعت کنید، از گرد رهبری او پراکنده نگردید، که هلاک می شوید و دینتان تباه می گردد. این را هم بدانیدکه شما او را پس از امروز نخواهید دید، تا اینکه زمانی دراز بگذرد. بنابراین از نایب او، عثمان ابن سعید، اطاعت کنید. و بدین گونه، امام یازدهم، ضمن تصریح به واقع شدن غیبت کبری، امام مهدی را به جماعت شیعیان معرفی فرمود، و استمرار سلسله ولایت را اعلام داشت.
یکی از متفکران و فیلسوفان قرن سوم هجری که به حضور امام رسیده  است ابو سهل نوبختی می باشد.|
حضرت امام حسن عسگری در روز هشتم ربیع الاول سال 260 هجری دیده از جهان فرو بست.(مصادف با سه شنبه 16 دی ماه 252 هجری شمسی همچنین سال کبیسه) در این روز بنا به سنت اسلامی، می بایست حضرت مهدی بر پیکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گذارد، تا خلفای ستمگر عباسی جریان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند، و یا بدخواهان آن را از مسیر اصلی منحرف کنند، و وراثت معنوی و رسالت اسلامی و ولایت دینی را به دست دیگران بسپارند.
بدین سان مردم دیدند کودکی همچون خورشید تابان، با شکوه هرچه تمام تر از سرای امام بیرون آمد، و جعفر کذاب(عموی خود) را که آماده نمازگذاردن بر پیکر امام بود را به کناری زد و بر بدن مطهر پدر، نماز گذارد.
این اتفاق یعنی بیرون آمدن حضرت مهدی(عج) و نمازگذاردن بر پیکر امام یازدهم، همه جا منتشر شد. کارگزاران و ماموران معتمد عباسی به خانه امام حسن عسگری(ع) هجوم بردند، اما هرچه بیشتر جستند کمتر یافتند و در چنین شرایطی بود که برای بقای حجت حق تعالی، امر غیبت امام دوازدهم پیش آمد و جز این راهی برای حفظ جان آن خلیفه خدا در زمین نبود، زیرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بین مردم همان بود و قتلش همان. پس دلیل غیبت بر این قرار گرفت که حضرتش از نظرها غایب باشد، تا دست دشمنان از وی کوتاه گردد و واسطه فیوضات ربانی بر اهل زمین سالم بماند.
پی نوشت: همانطور که می بینید مانند واقعه عاشورا، بند اسلام، انسان و خدا تا انتهای پاره شدن پیش رفت، اما به خواست خدا این اتفاق رخ نداد.
تهیه و نشر توسط جنبش دفاع

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.